الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

500

الغدير ( فارسى )

- اوست كه خونريزى را بر شيران بيشه آموخته ، و رميدن را به آهوان ياد داده است . - من از سرخى گونه‌هاى او در شگفتم كه هرگاه چشم من بدان مىافتد ، زردى رخسار مرا موجب مىشود . - گردن و بناگوش او سيمگون است و رخسار من زرفام . - چهرهء او همچون گلزار باطراوت و زيباست و نگاهش ساقىوار است كه در آن سرخى دويده است . - گونه و دندان و چشم و چهرهء او ، همچون گل سرخ و اقحوان و نرگس و گلنار است . - او عشاق خود را يارى و دستگيرى مىكند و در كسى كه از او روى تابد ، ضعف و ناتوانى پيدا مىشود . - رخسار او آميزه‌اى از آب و آتش است و ما نديديم كه آب و آتش در كنار هم باشند . - همواره نگاهم به سوى او دوخته شده ، و هرگز به راست و چپ منحرف نمىشود . - گويى كه در چهرهء او ، آب و آتش به هم درآميخته و به طاعت او برخاسته‌اند . - آنگاه كه خراميدن گيرد ، سرو بىقدر آيد و هرگاه كه چهره نمايد ، ماه غروب كند . - اى كسى كه مرا بر اين عشق ملامت مىكنى ، هرگاه رويش را مىديدى ، بر من دلايل پوزش خواهى اقامه مىكردى . - مرا رها كن تا به محبوب خود عشق ورزم كه اين عشق مرا از مهر خمار چشمان بىنياز مىكند . - آنگاه كه خال زيبا بر كنارهء لبش خودنمايى كند ، بيدرنگ من لگام‌گسيخته خواهم شد . - تيغ نگاه نافذش به ذو الفقار على عليه السّلام ماند . - آن‌كه آيهء تطهير دربارهء او نازل گشته ، و به موجب آن ، خدا او را برگزيده است . تا آنجا كه در اين قصيدهء هفتاد و يك بيتى گويد : - در روز غدير خم ، طه صلّى اللّه عليه و آله با او برادرى خويش را اعلام كرد و در آن روز ، دربارهء على عليه السّلام آيات روشنى نازل شد .